![]() |
![]() |
|
| من سکوت خویش را گم کرده ام! لاجرم در این هیاهوگم شدم... |
|
وقتی که شانه هایم در زیر بار حادثه می خواست بشکند یک لحظه از خیال پریشان من گذشت: ((بر شانه های تو...)) بر شانه های تو می شد اگر سری بگذارم. وین بغض درد را از تنگنای سینه بر آرم به های های آن جان پناه مهر شاید که می توانست از بار این مصیبت سنگین آسوده ام کند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط parisa |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به همه کسانی که از عشقه ی عشق قلبشان سبز سبز است...
و تقدیم به او که از من به من نزدیکتر است اشکانم :X |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 |
|
RSS
|