تبليغاتX
جادوی سکوت - رسا تر از فریاد
من سکوت خویش را گم کرده ام! لاجرم در این هیاهوگم شدم...

مگر رسم به کلامی:

رها تر ازآتش

رسا تر از فریاد

فرا تر از تاثیر.

 

که چون به کوه بخوانی زهفت پرده سنگ

گذر کند چون تیر!

وگر به دل بنشانی نپرسی از پولاد

نترسی از شمشیر.

کتاب های جهان را ورق ورق گشتم!

 

به برگ برگ درختان به سطر سطر چمن

نشانه ها گفتم.

زمهر پرسیدم.

بهماه نالیدم.

ستاره ها را شب ها به همدلی خواندم.

به پای باد به سرچشمه افق رفتم.

به بال نور در آیینه شفق گشتم.

 

شبی شباهنگی

درون تاریکی

نشستو حق...حق...زد!

 

صدای خونینش

زهفت پرده شب

گذرکنان چون تیر!

رهاتر از آتش

رساتر از فریاد

فراتر از تاثیر.

به من رسید و هم آواز مرغ حق گشتم!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط parisa |