![]() |
![]() |
|
| من سکوت خویش را گم کرده ام! لاجرم در این هیاهوگم شدم... |
|
من اینجا ریشه در خاکم. من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم. من اینجا تا نفس باقی ست می مانم. من از اینجا چه می خواهم نمی دانم! امید روشنایی گر چه در این تیرگی ها نیست من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم. من اینجا روزی آخراز دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم. من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید. سرود فتح می خوانم و می دانم تو روزی باز خواهی گشت!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط parisa |
|
|
آب وخاک و باد و آتش دم به دم خوش می آمیزند با اجزای هم
من نمیدانم چه با هم می کنند آنچه می بینی فراهم می کنند
تازه ها زآنجا که باید می رسند کهنه ها آنجا که باید می روند
صد هزاران جان به هم آمیختند تا که طرحی از من و تو ریختند
ای که سنگی بر دل من می زنی چشم دل واکن که خود را نشکنی!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط parisa |
|
|
ای عشق به جز تو همدمی دارم؟نه یا جز غم تو دگر غمی دارم؟نه
با این همه زخم های کاری که زدی غیر از مهر تو مرهمی دارم؟نه
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط parisa |
|
|
جان زنده است اگر چه به رنج از تنم هنوز با خون این و آن نفسی می زنم هنوز
از خون تابناک و طربناک وپاک خود یک یا دو قطره شعله کشد در تنم هنوز
گرمای عشق تاخته تا مغز استخوان شعرم شرار اوست اگر روشنم هنوز
برگی به شاخسار حیاتم نمانده است خار چمن گرفته به کف دامنم هنوز
از صحبت و صفای تو دل بر نمی کنم وز دست دل به جان تو جان می کنم هنوز.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط parisa |
|
|
سوسوی روزنی به رهایی نیست. آن چشم شب نخفته چرا پای پنجره با آن نگاه غمگین تا آسمان را
آنگاه باز می گشت نومید و می گریست! |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط parisa |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقدیم به همه کسانی که از عشقه ی عشق قلبشان سبز سبز است...
و تقدیم به او که از من به من نزدیکتر است اشکانم :X |
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 |
|
RSS
|